الملا فتح الله الكاشاني
213
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ايمان * ( أَنَّهُمْ ) * آنكه منافقان * ( هُمُ الْكاذِبُونَ ) * ايشان دروغگويانند و دروغ ايشان بغايتى رسيده كه با خداى نهان و آشكارا نيز دروغ ميگويند و بر آن سوگند ميخورند ابن عباس از پيغمبر ( ص ) روايت كرده كه چون روز قيامت باشد منادى ندا كند كه اين خصمان اللَّه كجايند خصمان خداى قدريان برخيزند با روىهاى سياه و چشمهاى كبود و لبها و دندانهاى كجشده و آب از دهن ايشان روان شده گويند و اللَّه كه بدون تو معبودى را عبادت نكردهايم و خدايى كه غير از تو باشد از اصنام و شمس و قمر و كواكب و غير آن فرا نگرفتهايم پس عبد اللَّه عباس گفت كه ايشان در اينقول صادق باشند اما شرك از جايى در دل ايشان حلول كرده باشد كه ندانسته باشند و بعد از آن اين آيه تلاوت فرمود * ( وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى شَيْءٍ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْكاذِبُونَ ) * پس گفت به خدا كه ايشان قدرياناند * ( اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ ) * مستولى شده و غلبه كرده برايشان * ( الشَّيْطانُ ) * ديو سركش و بوسوسهء ايشان را بمعاصى داشت * ( فَأَنْساهُمْ ) * پس فراموش گردانيد ايشان را * ( ذِكْرَ اللَّه ) * از ياد كردن خداى تا او را ياد نكنند نه بدل و نه به زبان * ( أُولئِكَ ) * آن گروه فراموش كاران * ( حِزْبُ الشَّيْطانِ ) * لشگر ديوند و متابعان او * ( أَلا ) * بدانيد اى بندگان * ( إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ ) * بدرستى كه سپاه ديو * ( هُمُ الْخاسِرُونَ ) * ايشان زيانكارانند كه نعيم موبد از دست دادند و در عذاب مخلد افتادند * ( إِنَّ الَّذِينَ ) * بدرستى كه آنان كه * ( يُحَادُّونَ اللَّه وَرَسُولَه ) * خلاف و شقاق كنند خدا و رسول او را * ( أُولئِكَ ) * آن گروه مخالفان * ( فِي الأَذَلِّينَ ) * در جماعت خوارترانند يعنى داخل در زمرهء آن كسانى اند كه ذليلترين خلق خدا باشند چه در دنيا بخوارى قتل و سبى گرفتارند و در عقبى رسوا و سياه رو و معذب بنار مرويست كه مسلمانان بعد از فتح قرى كه در حدود ايشان است گفتند خداى تعالى ما را موفق سازد بر فتح بلاد روم و فارس چون عبد اللَّه بن سلول و غير او از منافقان اين را بشنيدند گفتند گمان شما چنين است كه فارس و روم مثل بمضى قرى باشد كه بر شما مفتوح گشته حق سبحانه آيه فرستاد كه * ( كَتَبَ اللَّه ) * نوشته است خداى در لوح محفوظ و در او اثبات اين حكم كرده كه * ( لأَغْلِبَنَّ أَنَا ) * هر آينه غالب شوم من * ( وَرُسُلِي ) * و فرستادگان من غلبهء خدا بحجت است و نصرت دادن پيغمبران و اهل اسلام بر دشمنان و غلبهء رسل اگر مامورند بر حرب بقهر و زجر اعاديست و اگر نه بدليل و حجت * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خداى * ( قَوِيٌّ ) * تواناست بر نصرت انبياى خود * ( عَزِيزٌ ) * غالب در هر حكمى كه خواهد و كسى بر منع آن قدرت